أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

51

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

نتوانستند پس هاتفى آواز داد كه اى بنده خداى دوست خداى را باخدا واگذار . روايت : حافظ اسمعيل « 191 » از محمد بن عباس « 192 » روايت مىكند كه بر ابو محمد « 193 » جريرى پس از يكسال كه مرده بود بگذشت و او درست نشسته و بانگشت اشارت ميكرد از براى توحيد . و روايت كرده‌اند از يكى از اوليا كه پس از مرگ ميخنديد و طبيبى نزد وى حاضر بود و ميگفت زنده است ديگرى ميگفت مرده است طبيب از روى وى برداشت گفت نميدانم زنده است يا مرده . و گفته‌اند كه عبد الله بن مبارك بعد از مرگ چشم برداشت و گفت كمثل هذا فليعمل العاملون . حكايت : يافعى « 194 » روايت مىكند از محمود وراق كه گفت مردى سياه بود كه ويرا ميگفتند كه نكاح كن و نميكرد و هرچند كه با وى ميگفتند كه چرا زن نميكنى ميگفت از خداى ميخواهم كه يكى از حور العين بزنى به من دهد بعد از مدتى در غزائى با ما بود كه ناگاه دشمنان بيرون آمدند و عبد الله مبارك را بكشتند پس ميگذشتم و ويرا ديدم سرش در جائى و تنش در جائى و او خسبيده بود بر شكم و هر دو دست بر سينه نهاده پس بنشستم نزد او و گفتم اى مبارك خداى تعالى از حور العين چند بزنى به تو داد پس

--> ( 191 ) - مراد حافظ ابو القاسم اسمعيل بن محمد بن الفضل الاصفهانى از مشاهير ائمه اهل سنت است كه در سنه 535 وفات يافته و از اساتيد سمعانى بوده است ( نقل باختصار از شد الازار ) . ( 192 ) - معلوم نشد كه اين محمد بن العباس كيست ولى عجب است كه در تاريخ بغداد و منتظم ابن الجوزى عين همين حكايت را از احمد بن عطاء رودبارى از مشايخ صوفيه نقل كرده‌اند كه در راه مكه نعش جريرى را به آن وضع و حالت ديده بود بنابراين باحتمال بسيار قوى محمد بن العباس در روايت متن بايد تحريف و اشتباه باشد بجاى احمد بن عطار زيرا فوق العاده مستبعد است كه در مشاهده يك واقعه جزئى منفردى دو شخص متغاير در جميع جزئيات و خصوصيات و كيفيات عينا با هم موافق بوده و سپس آن را به عين عبارت و بدون يك كلمه كم و زياد مانند يك متحد المآلى براى سايرين نقل كنند ( نقل باختصار از شد الازار ) . ( 193 ) - مد : ابو بكر - با مراجعه بشد الازار تصحيح به عمل آمد ( و الله اعلم ) . ( 194 ) - در كتاب معروف او روض الرياحين چاپ مصر ص 262 در حكايت 423 براى شرح‌حال محمود وراق متوفى در حدود 230 كه اكثر اشعار او در زهديات است رجوع شود بطبقات الشعراء ابن المعتز ( نقل باختصار از شد الازار ) .